سبد خرید

جمع فرعی تومان

مشاهده سبد خریدتسویه حساب

مجلات طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهند، از جمله مد، سبک زندگی، سلامت، سیاست، تجارت، سرگرمی، ورزش، علم،

TnewsTnews
تکنولوژی

دیوار نامرئی کیهان؛ چرا هیچ‌چیز نمی‌تواند از سرعت نور عبور کند؟

دیوار نامرئی کیهان؛ چرا هیچ‌چیز نمی‌تواند از سرعت نور عبور کند؟
Email :3637

در جهان یک مرز وجود دارد که هیچ موتور و هیچ فناوری نمی‌تواند از آن عبور کند: سرعت نور. هر جسمی که جرم دارد، می‌تواند به این مرز نزدیک شود، اما هرگز دقیقاً به آن نمی‌رسد. با بیشتر شدن سرعت، زمان جسم از نگاه ناظر بیرونی کندتر اندازه‌گیری می‌شود، انرژی بیشتری لازم است و شتاب گرفتن سخت‌تر می‌شود. اما ماجرا فقط درباره‌ حرکت نیست؛ سرعت نور همان حدی است که نظم علت و معلول را در جهان حفظ می‌کند. اگر این مرز شکسته شود، مفهوم قبل و بعد فرو می‌ریزد.

پرسشی ساده که به عمیق‌ترین قانون جهان می‌رسد

چرا نمی‌توانیم سریع‌تر از نور حرکت کنیم؟ این پرسش در نگاه اول، سؤال ساده‌ای به‌نظر می‌رسد. آیا تعریف سرعت چیزی غیر از جابه‌جایی در زمان مشخص است؟ پس اگر موتور قوی‌تری بسازیم، سوخت بیشتری مصرف کنیم، فضاپیمایی سبک‌تر طراحی کنیم و مدت طولانی‌تری شتاب بگیریم، بالاخره نباید بتوانیم از نور جلو بزنیم؟

این منطق در زندگی روزمره کاملاً طبیعی است. وقتی دوچرخه کند است، موتور می‌سازیم. وقتی ماشین کافی نیست، هواپیما می‌سازیم. وقتی هواپیما محدود می‌شود، موشک می‌سازیم. پس ظاهراً باید بتوان همین مسیر را ادامه داد و روزی به سرعت نور رسید یا حتی از آن عبور کرد. اما جهان در سرعت‌های بسیار بالا، طبق منطق روزمره‌ ما رفتار نمی‌کند.

در سرعت‌های معمولی، قوانین نیوتنی تقریباً بی‌نقص جواب می‌دهند. اگر به جسمی نیروی خالصی در جهت حرکت وارد کنیم، سرعت آن افزایش می‌یابد و اگر این نیروی خالص بیشتر شود، جسم با شتاب بیشتری، سرعت می‌گیرد. اما وقتی سرعت جسم به نزدیکی سرعت نور می‌رسد، قواعد بازی عوض می‌شوند. در این نقطه دیگر فقط با حرکت سریع‌تر روبه‌رو نیستیم؛ زمان، انرژی، انتقال نیرو و حتی مفهوم هم‌زمانی وارد رفتارهای کاملاً متفاوتی می‌شوند. اینجا قلمرو نسبیت است؛ جایی که شهود معمولی ما دیگر کافی نیستند.

سرعت نور در خلأ حدود ۳۰۰ هزار کیلومتربرثانیه است؛ عددی فوق‌العاده بزرگ، اما کاملاً واقعی. با چنین سرعتی، نور در یک ثانیه بیش از هفت بار دور زمین می‌چرخد، از ماه تا زمین را در حدود ۱٫۳ ثانیه طی می‌کند و از خورشید تا زمین حدود ۸ دقیقه زمان می‌برد. اما، اهمیت این عدد فقط در سریع بودن نور نیست. در فیزیک، سرعت نور حد نهایی انتقال اطلاعات، نیرو و اثرهای فیزیکی است. یعنی اگر یک رویداد در نقطه‌ای از جهان اتفاق بیفتد، اثر آن نمی‌تواند سریع‌تر از نور به نقطه‌ای دیگر برسد.

پس وقتی از سرعت نور حرف می‌زنیم، منظور فقط سرعت حرکت نور نیست؛ منظور مرزی است که رفتار ماده، انرژی و زمان در نزدیکی آن کاملاً تغییر می‌کند. فوتون‌ها چون جرم سکون ندارند، در خلأ همیشه با همین سرعت حرکت می‌کنند. اما اجسام دارای جرم، مثل فضاپیما، انسان، سیاره یا حتی اتم، فقط می‌توانند به این مرز نزدیک شوند؛ رسیدن دقیق به آن برایشان ممکن نیست.

این محدودیت به ضعف موتور، کمبود سوخت یا عقب‌ماندن فناوری مربوط نیست. مسئله از خود قوانین فیزیک می‌آید. هر جسمی که جرم دارد، برای افزایش سرعت به انرژی نیاز دارد. در سرعت‌های پایین، وقتی به جسم انرژی می‌دهیم، بخش زیادی از آن به افزایش سرعت تبدیل می‌شود؛ برای همین جسم راحت‌تر شتاب می‌گیرد. اما وقتی سرعت جسم به سرعت نور نزدیک می‌شود، رابطه‌ انرژی و سرعت تغییر می‌کند.

از این مرحله به بعد، هر مقدار انرژی اضافه، فقط مقدار بسیار کوچکی به سرعت جسم اضافه می‌کند. یعنی جسم همچنان می‌تواند سریع‌تر شود، اما سرعتش به‌صورت بسیار کند و محدود به سرعت نور نزدیک می‌شود. هرچه فاصله‌ سرعت جسم با سرعت نور کمتر شود، انرژی لازم برای همان افزایش کوچک سرعت بیشتر می‌شود و در حد نهایی، برای رسیدن دقیق به سرعت نور، انرژی بی‌نهایت لازم است. بنابراین، هیچ جسم دارای جرمی نمی‌تواند به سرعت نور برسد.

 ساعت نوری؛ ساده‌ترین راه برای فهمیدن نسبیت

برای اینکه بفهمیم چرا جسم دارای جرم نمی‌تواند به سرعت نور برسد، بهتر است از یک مثال ساده شروع کنیم: ساعت نوری. این ساعت فرضی به‌جای عقربه و چرخ‌دنده، با نور کار می‌کند. دو آینه روبه‌روی هم قرار دارند و یک فوتون (ذره‌ نور)، بین این دو آینه رفت‌وبرگشت می‌کند. هر بار که فوتون به آینه‌ پایین می‌رسد، ساعت یک تیک می‌زند. اگر این ساعت نسبت به ما ساکن باشد، فوتون مسیر مستقیم بالا و پایین را طی می‌کند. فاصله‌ بین دو آینه مشخص و سرعت نور نیز ثابت است؛ پس مدت‌زمان هر تیک را به‌راحتی می‌توانیم حساب کنیم.

ساعت نوری ساده‌ترین مدل برای فهم نسبیت است: فوتون بین دو آینه رفت‌وبرگشت می‌کند و چون سرعت نور ثابت است، زمان هر تیک ساعت از روی این مسیر تعریف می‌شود

حالا همین ساعت را داخل یک فضاپیمای بسیار سریع تصور کنید. ناظر داخل فضاپیما، هیچ چیز عجیبی نمی‌بیند. از نگاه او، ساعت کنار خودش ساکن است و فوتون مثل قبل بین دو آینه بالا و پایین می‌رود. زمان برای این ناظر کاملاً عادی می‌گذرد و ساعت نوری نیز معمولی کار می‌کند.

اما ناظری که بیرون از فضاپیما ایستاده است و حرکت آن را می‌بیند، تصویر متفاوتی دارد. از نگاه او، آینه‌ها همراه فضاپیما به جلو حرکت می‌کنند. بنابراین، فوتون فقط بالا و پایین نمی‌رود؛ هم‌زمان با حرکت فضاپیما، مسیر آن از دید ناظر بیرونی مورب دیده می‌شود. یعنی فوتون برای رفتن از آینه‌ پایین به آینه‌ بالا، مسیر بلندتری را طی می‌کند.

ماجرا از همین‌جا جالب می‌شود. سرعت نور در خلأ برای همه‌ ناظران یکسان است. فوتون نمی‌تواند به‌خاطر بلندتر شدن مسیرش سریع‌تر حرکت کند. سرعت آن همان سرعت نور می‌ماند. پس اگر مسیر از نگاه ناظر بیرونی بلندتر شده، اما سرعت نور تغییر نکرده، نتیجه فقط یک چیز است: زمان بین دو تیک باید طولانی‌تر شود. یعنی ناظر بیرونی می‌بیند ساعت داخل فضاپیما کندتر کار می‌کند.

این پدیده را اتساع زمان می‌نامیم. یعنی وقتی یک جسم با سرعت بسیار بالا حرکت می‌کند، زمان آن نسبت به ناظری که بیرون از آن سیستم قرار دارد کندتر اندازه‌گیری می‌شود. سرنشین فضاپیما این کند شدن را احساس نمی‌کند، چون ساعت، بدن و همه‌ فرآیندهای فیزیکی اطرافش با همان زمان خودش پیش می‌روند. برای او همه‌چیز عادی است. اما اگر بعداً ساعت او را با ساعت ناظر بیرونی مقایسه کنیم، می‌بینیم زمان کمتری برای فضاپیما گذشته است.

یک پاسخ بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ضروری با * مشخص شده‌اند.

مطالب اخیر